قالب پرشین بلاگ


طرح نو
روانشناسی و مشاوره
لینک دوستان

چند فرهنگی

چند فرهنگی در مشاوره و روان درمانی، با محوریت ازدواج و خانواده

ترجمه و تلخیص: عباس موزیری- مشاوره 86

نویسنده: دکتر باقر ثنائی ذاکر(استاد تمام مشاوره و مدیر گروه مشاوره دانشگاه تربیت معلم تهران).

عنوان اصلی مقاله به زبان انگلیسی:

Multiculturalism in counseling and therapy, Marriage and family issues

  • مقدمه:

جهان به سرعت با وجود تنوع فرهنگی در حال تغییرات است و دیر کشوری مثل ایالات متحده امریکا نیز مکانی برای اختلاط و نابودی فرهنگ ها نیست . تصور تغییر و تحول در قرن بیست و یکم کاملا قابل پیش بینی است.

تعریفی که از فرهنگ ارائه شده است و مورد پذیرش می باشد ،فرهنگ را سهم اجتماعی از تاریخ به انتقال اجتماعی ایده ها ،افکار و معانی استفاده شده توسط گروهای بشری ،برای اجرا در زندگی امروزی، می داند.فرهنگ مفهومی چند بعدی است که تمام واقعیت های ندگی اعم از تلقی ها، رفتار ها و ارزش ها را در بر می گیرد ،و این فرهنگ است که رفتار ،ایین ها،انتظارات و جهان بینی اعضای خود را هدایت می کند.

برای قرن ها ،تفاوت های فرهنگی در فرایند درمانی مورد پذیرش نبوداند،که امروز بر خلاف ان تصور می شود و نقش تفاوت های فرهنگی را در درمان ارزیابی می کنند .مشاوران و روان درمانگران می بایست متوجه تنوع نژادها و جمعیت های فرهنگی باشد و دید جند فرهنگی در مشاوره و روان درمانی موجب درک عمیق تر نسبت به رفتار افراد خواهد شد . دید چند فرهنگی موضوعی است که طی سی سال اخیر در مشاوره و روان درمانی به وجود امده و گسترش یافته است .

امروز مشاوران کاملا آگاه اند که در حال فعالیت در دهکده جهانی هستند،لذا باید در نظریه ها و تمرین های مشاوره ای خود دید چند فرهنگی خود را لحاظ کرده و نسبت به ان مسلط شوند ، این نکته مهم است و باید توجه داشت صحبت در مورد فرهنگ ها فقط راجع به اقلیت ها نیست بلکه فرهنگ های متنوع و دست نخورده را هم شامل می شود.

امروزه مشاوران و روان درمانگران با چالش پیش گیری مراجعان خود از تعصب و تبعیض فرهنگی که در حال گسترش اند روبرو هستند ، که برای مقابله با ان باید از کودکی برای ان برنامه ریزی کرد. برنامه ی مشاوران باید در ر گیرنده اگاهی های فرهنگی و تقابل فرهنگ هاو مهارت های برقراری ارتباط بین فرهنگ ها باشد.

عده ای ارز مشاوران و روان درمانگران بر این اعتقاد اند که بسیاری از بحران ها و درمان ها در مشاوره تا حد زیادی وابسته به دید فرهنگی درمانگر و نحوه بر خورد فرهنگی مشاوره است .در فرایند درمان جهان بینی مراجع بسیار مهم است و امکان دارد حتی گاهی با دید مشاور در تضاد هم باشد ،پس مشاور باید به جهان بینی مراجع خود اگاهی داشته باشد تا به سطح بالاتر و بهتری از عملکرد حرفه ای در کار خود دست پیدا کند .

از جمله مبانی فلسفی دیدگاه های مشاوران با مراجعانشان،صرف نظر از جنس ،نژاد، فرهنگ،مذهب و زمینه های اجتماعی، ارزش و جایگاه بشر در این جهان ،بی همتایی بشر موفقیت های مشابه برای تمام افراد وغیره است.

تفاوت های عمیق و مهمی بین جهان بینی غرب و شرق وجود دارد ،که بعضی از تفاوت ها درمفاهیمی همچون قدرت ،فرد گرایی ، مرد یا زن سالاری،روابط خانوادگی ،زمان و وجود است.

بسیاری از مراجعان در تمام دنیا قربانی سهل انگاری مشاوران در تشخیص درست،ارجاع بد ،روش درمانی،زمان درمانی و غیره می شوند .

خانواده های امریکایی- ژاپنی از نظر صلاحیت و سلامت در سطح پایین تری ارزیابی می شوند نسبت به سفید پوستان با توجه به معیار هایی مثل قدرت بیان ،پیشرفت ،فصاحت و صمیمیت و به طور کلی از نظر اسیب شناسی سلامت.

 مبانی پذیرفته شده ی غرب در مورد سلامت رفتاری عمدتا دارای نوعی جهت گیری است که ممکن است در فرهنگ های دیگر منفی ارزیابی شوند .

 

  • بحران های فرهنگی در زندگی خانوادگی :

تعریف خانواده در فرهنگ های مختلف با هم فرق می کند و به بیان دیگر تعریف خانواده یک مقوله ی فرهنگی است که بستگی به فرهنگ هر قوم دارد. تعریف امریکایی ها از خانواده بر یک دستی و تمرکز ان تاکید دارد در صورت که افتخار خانواده آفریقایی – امریکایی به گستردگی شبکه ی خانواده خویش است،ایتالیایی ها نیز همچون امریکایی ها بر خانواده های هسته ای تاکید می کنند و ان ها خانواده را چیزی جزقدرت و همبستگی اعضا نمی دانند،خانواده چینی شامل تمام نیاکان و اولاد آنهاست.

 خانواده پایگاه اجتماعی و چارچوپ فرهنگی اعضای ان به شمار می رود و هویت فرهنگی هر فردی متشکل از چند بخش مثل تعلق ، همکاری ،نژاد ،مذهب ،شغل،پایگاه اجتماعی و جنسیت است.

در سال های اخیر فرهنگ به یک موضوع مهم در روان درمانی خانواده تبدیل شده است، توسعه ی دید چند فرهنگی در بین مشاوران و روان درمانگران تغییر نحوه ی تفکر و رفتار آنان را نسبت به خانواده ها در پی داشته است. در این مقاله بیشتر از دو عمده- فرهنگ شرق و غرب کشورهای توسعه یافته ی ژاپن و ایالات متحده ی آمریکا برای مقایسه استفاده شده تا نشان بر تفاوتهای عمیق بین فرهنگی باشد.

در حالیکه در ژاپن مبنای شروع زندگی زناشویی، صداقت و روابط متقابل بین زوج هاست در ایالات متحده مبانی اصلی ازدواج را عشق و علاقه ی دو طرف به همدیگر، ارتباطات کلامی و نیازهای جنسی تشکیل می دهد(یاماگیشی و یاماگیشی، 1994).

همانطور که مدانید کاملا قابل پیش بینی است که عشق و علاقه ی افراد پس از ازدواج و به ویژه پس از تولد فرزندان رو به کاستی بنهد، چراکه با آمدن اولین فرزند والدین از آن پس بیشتر معطوف به نقش والدینی خود می شوند و به نوعی در این راه برای نشان دادن برتری خود مسابقه ای هم شاید داشته باشند و کم کم نقش زن و شوهری بین آنها کم رنگ می شود ولی همواره وجود خواهد داشت.

الگوهای فرهنگی در شرق و غرب از ابعاد مختلف با هم متفاوت اند، برای مثال می توان گفت که زنان در ژاپن بیشتر علاقه ی خود را نثار فرزندانشان می کنند تا شوهر و در عوض پدران بیشترین وقت خود را با مسائل کاریشان پر می کنند(ماروین و استوارت، 1990).

زنان ژاپنی ترجیح می دهند که در امور مربوط به تربیت فرزند از راهنمائی های دوستانشان بیشتر استفاده کنند(42%) تا شوهران خود(18%)(انجمن خصوصی کودکستان هوکایدو، 1997).

از دیدگاه یک فرد شرقی که تحت تاثیر عمده- فرهنگ مشرق بوده است بعضی از مفاهیم و ویژگی های موجود در غرب کاملا غیر قابل پذیرش است، همچون فردگراییو استقلال در کارها(فیسک، 1998).

صراحت در ابراز احساس در ژاپن بسیار کمتر است چه در والدین و چه در فرزندان به همین دلیل آنها از روش های غیر مستقیم برای بیان احساسات خود استفاده می کنند، اما ابراز آشکار و مستقیم احساسات اعم از نفرت و عشق و غیره در فرهنگ غرب و به ویژه ایالات متحده ی آمریکا پذیرفته شده تر است.

اکثر مردان ژاپنی در هفته 54 ساعت(روزی 9 ساعت)، و اکثر آمریکایی ها هفته ای 42 ساعت(روزی 7 ساعت) کار می کنند، که مردان ژاپنی این عدم حضور خود را نوعی پاداش به خانواده تلقی می کنند، در صورتیکه این عدم حضور طولانی در ژاپن نه تنها بار منفی نداشته و حتی یک عامل در تحکیم بنیان خانواده نیز به شمار می رود، آمریکایی ها خیلی از آن استقبال نکرده و سعی می کنند وقت بیشتری را به خانواده خویش اختصاص دهند.

از دهه ی 70 میلادی در تمام دنیا ازدواج های فرامللی به طور سریع در حال گسترش است طوری که 50% آمریکایی ها با افرادی از سایر ملل ازدواج می کنند، که این مهم یکی از عوامل پیچیده کننده ی مسائل مرتبط با ازدواج و خانوداه است، لذا کسب آگاهی های فرهنگی پیش از ازدواج برای زوج ها می تواند کمک زیادی به آنها در پذیرش همدیگر و رفع مشکلات احتمالی آتی آنها کند.

ناسازگاریهای مربوط به ازدواج در غرب بسیار بیشتر از شرق است، و عمدتا غربی ها سعی در پنهان آن می کنند چرا که ناسازگاریهای آشکار در فرهنگ آنها خیلی پسندیده نیست و به همین دلیل به روابط غیر مستقیم رو می آورند.

امروزه بعضی از ویژگی های قدیمی فرآیند مشاوره که سرچشمه ای غربی و آمریکایی دارند دیگر خیلی مورد پذیرش نیست.

 

  • رفتارهای بغرنج فرهنگ ها:

با توجه به تفاوت های فرهنگی که در انواع فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها وجود دارد، از رفتارهای مختلف تفاسیر مختلف هم می توان ارائه کرد: در سرایطی که روابط جنسی هم جنس گرایان در کشورهایی هم چون ایتالیا، بریتانیا و ایالات متحده امری کاملا قانونی است، این موضوع در اسلام اساسا رد شده و حرام اعلام شده است.

موفقیت آتی فرزندان در یک ویژگی مهم برای تمایز خانواده ها در فرهنگ یهودیان به شمار می رود این در حالی است که ایتالیایی ها بر وفاداری نسبت به خانواده تاکید دارند و آن را ارزشمند می دانند. مسلمانان و پرتوریکویی ها احترام کوچکتر به زرگتر را یک نماد فرهنگی برای خود می پندارند و هم چنین مسلمانان تعصب خود روی نوامیسشان به خصوص دختران جوان خود را دال بر شهامت و اصالت می دانند و به آن افتخار می کنند. از موضوعاتی که در قرآن به طور تلویحی به آن اشاره شده است و امروزه به عنوان یک عرف در جامعه ی اسلامی پذیرفته است موضوع برتری سنی مرد از زن است که البته باید گفت موارد نادری هم خلاف آن اتفاق می افتد که از دید جامعه امری پسندیده به حساب نمی آید.

در اسلام چند همسری برای مردان امری عادی است با اینکه در جوامع بزرگ اسلامی کمتر اتفاق می افتد و بیشتر در بین اعراب وجود دارد(در ژاپن چند همسری برای زنان پذیرفته شده است.) و این در حالی است که در بعضی فرهنگ ها این موضوع نوعی خیانت به بنیان خانواده تلقی می شود.

تفاوت های زیادی بین الگوهای روابط خانوادگی در ژاپن و ایالات متحده وجود دارد، برای مثال دخالت های زیاد مادران در زندگی خصوصی فرزندان در ژاپن کاملا نرمال بوده ولی در آمریکا برخلاف استانداردهای اجتماعی است.

روابط جسمی و بدنی نزدیک بین والدین به ویژه مادر با فرزندان در ژاپن هیچ گونه مبنایی سکسی ندارد و بشتر نمایانگر بلوغ عاطفی و روابط عمیق دو طرف است.

 

  • ملاحظات روان درمانی خانواده:

روان درمانی خانواده در یک محیط خلا رخ نمی دهد بلکه در محیط و زمینه ی فرهنگی و اجتماعی جامعه اتفاق می افتد. با استفاده از روان شناسی می توان به آگاهی هایی در مورد روش های درمانی قدیمی و آیین های و تشریفات مذهبی که موجب آرامش روانی می شود، دست یافت. روان درمانی فعلی غرب، ریشه در فلسفه ی ماورالطبیعه دارد که به مرور زمان با تغییر محتوا به عرفان و طبیعت گرایی و سرانجام به مبنای روان شناسی امروز تبدیل شده است.

فردی که متاثر از عمده- فرهنگ شرق است، نظرات جمعی را به فردی ترجیح می دهد و به نوعی می توان گفت جمع گرا هستند تا فردگرا در صورتیکه در غرب کاملا موضوع متفاوت است و بر استقلال فرد تاکید فراوانی می شود.

در سال های اخیر توجه به فرهنگ و تفاوت های فرهنگی در پیدا کردن علت بیماری ها و روش درمانی بیسار بیشتر از گذشته شده است، که این توسعه ی دید چند فرهنگی در جامعه موجب تغییر تفکر و عمل مشاوران و روان درمانگران نسبت به افراد و خانواده ها شده است. از زمان شروع روان درمانی دو جنبه ی مهم آن جنبه ی فرهنگی و انسان شناسی بوده است که تعداد زیادی از پیشگامان روان درمانی خانواده همچون گریگوری باتسون، جان ویکلند و جی هال دوره های آموزشی حرفه ای را در مورد انسان شناسی گذرانده اند.

یکی از موضوعاتی که در روان درمانی می توان از آن بهره جست شیوه ی گفتگو است که برای اولین بار خانم آنا فروید آنرا مطرح کرد. مثلا چینی ها از طریق غذا بسیاری از حرفهای خود را می گویند مثل علاقه یا نفرت را در نوع غذا و پخت می توان فهمید. در مثالی دیگر گفتگو در بین اعضای خاصی از خانواده های قشر خاصی غیر معمول است اما با این وجود، صمیمیت را بین انها نمی توان انکار کرد.

 

 

[ جمعه بیستم اسفند 1389 ] [ 11:55 ] [ عباس موزیری ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب